برای کسی که هیچ وقت نبود... شاید گرمی نفس هایت را در این حوالی احساس کردم... که باز قلبم به تپش افتاد...! شاید گرمی آن نگاه های میشی رنگ را احساس کردم... که باز چشمانم نمناک شد...! شاید مهربانی آن صدا را احساس کردم که... زیر لب گفتم: "همیشه دوستت خواهم داشت" نوشته شده در سه شنبه 1387/05/15ساعت 9:20 بعد از ظهر توسط ستاره| |
شاید گرمی نفس هایت را در این حوالی احساس کردم... که باز قلبم به تپش افتاد...! شاید گرمی آن نگاه های میشی رنگ را احساس کردم... که باز چشمانم نمناک شد...! شاید مهربانی آن صدا را احساس کردم که... زیر لب گفتم: "همیشه دوستت خواهم داشت" نوشته شده در سه شنبه 1387/05/15ساعت 9:20 بعد از ظهر توسط ستاره| |
شاید گرمی نفس هایت را در این حوالی احساس کردم...
که باز قلبم به تپش افتاد...!
شاید گرمی آن نگاه های میشی رنگ را احساس کردم...
که باز چشمانم نمناک شد...!
شاید مهربانی آن صدا را احساس کردم که...
زیر لب گفتم:
"همیشه دوستت خواهم داشت"