کاغذ پاره
برای کسی که هیچ وقت نبود...
از تاریکی روزها برایت بگویم یا از سردی فاصله ها ببارم... دلم می خواهد از این روزها و شبها برایت بگویم.. از این ثانیه ها ی لعنتی... دلم می خواهد کسی مرا بفهمد...دلم می خواهد این زندگی را با تمام وجود تف کنم...دل چشمانم گریه می خواهد! چشمانم را بستم و گفتم... یادم تو را فراموش بغض کردم اما نباریدم گفتم بگذار جماعت خفته فکر کنند همه چیز به کامم است... گفتم بگذار فکر کنند....
نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/12ساعت
7:16 بعد از ظهر توسط ستاره| |
| Design By : Night Skin |

