کاغذ پاره
برای کسی که هیچ وقت نبود...
تمام افکارم را جمع می کنم... تنها به تو فکر می کنم... جز خوبی...محبت...سادگی و یکرنگی چیزی پیدا نمی کنم! روح بزرگت را ستایش می کنم! کمتر دیده ام قلبی به مهربانی و پاکی قلبت... ای غریبه آشنا من از سوی شهر لامکان آمده ام و از بهر شکار عاشقان آمده ام مرا از یاد ببر که رفته ام از یاد...مرا به فراموشی بسپار... که خیلی وقت است گم شده ام در زمان! برای آنکه می داند برایم ارزش دارد...! شروع غصه ی ما از ندیدن بود... شروع دوستی ما از بی گانگی بود... هر دو عاشق...هر دو دلباخته... یکی در اینجا قلم به دست... دیگری ...جایی در زیر همین آسمان...بر روی همین خاک گام بر می داشت... ولی کمی دور از هم! حرفهایم به دلش نشست... حرفهایش به دلم نشست... برای تو می نویسم ای دختر زمین... ندیده امت...نمی شناسمت... ولی خوب می دانم احساسم با احساست یکی است! برای ارغوان عزیزم
| Design By : Night Skin |

