کاغذ پاره
برای کسی که هیچ وقت نبود...
برای زنجیر پیوستگی قانونه برای من با تو بودن بیا قانون دل من را رعایت کنیم ... ستاره حرفهایت را بگو ...بگو که انتظار من هیچگاه بی جواب نخواهد ماند بگو که این خنده هایت و این محبت هایت بی دلیل نمی باشد... حتی مهربان ترین قلبها تو را اینگونه عاشقانه دوست ندارند.... بگو که راست است حرفهایم ستاره ما گذشتیم و گذست آنچه بر ما کردی تو بمان و دگران وای به حال دگران ستاره اگرغنچه شوی من گل می شوم اگرگل شوی من درخت می شوم اگر نور آفتاب شوی من ستاره می شوم اگر تو دوزخ شوی من میمیرم تا به تو برسم برای تو که می دانم باورم نداری ستاره عشق همان روشنی شمع است که به جان پروانه می افتد و او را می سوزاند... پس بگذار من مپل پروانه در کنار تو بسوزم و جان دهم... کسی که کالبد های خاکیش هم تو را می پرستد ستاره سکوت خود دنیایی پر از حرف است...شاید پربارتر از تمامی گفته هایی که به زبان می آید... ستاره در اخبار امشب: هواشناسی دلم مدام می گوید آسمان دلت امشب ابریست.... ستاره فرقی نمی کنه که تو شانه هایت را به اندازه چند بندانگشت خالی بگذاری...من همیشه تو را قبل از آنکه اتفاق بیفتی گریسته ام... با ورود تو به دنیای کوچک من زندگی رنگ دیگری گرفت اوایل احساسم را نوعی احترام می پنداشتم و برایم اجیب بود... زندگی عوض شده بود...هر روز من با تو پیوند می خورد تو تنها بودی ولبخند می زدی و من عاشق شده بودم من ساده دلبسته تو شده بودم و گناهم این بود... پنهان می کنم عظمت عشقم را در پرده ای از نجابت و هاله ای از شرم به صورتم می نشیند... تو باور کن ...عین...شین...قاف...مرا ستاره آرامش جاودانه میخواهم بر حسرت دل دگر نیفزایم آسایش بیکرانه میخواهم... فروغ نوشت من پاکنویس کردم یک کلاسه ته سالن ما نشستیم پشت نیمکت درسمون همیشه زیسته ...امتحانشده یه عادت پای تخته رفتن ما خاطرات خوبمونه...درسمون نخوندیم اما داریم کلی شهامت... شده سرنوشت ما انگار ۱۳و۱۴ گرفتن...۱۹و۲۰ مال ما نیست نداریم حس رقابت... لب مرزه نمرهامون توی این دبیرستان بی درد...امتحان شیمی سخته نداره سوال راحت... زنگ تفریحا اگه کم زنگ تفریحای مبهم اما واسه ما همینم چشممون مونده به ساعت.. حرف ما ولی اینا نیست درس و نمره ترس ما نیست...ما واسه کارنامه هامون توی چند شنبه خرداد... چشممون مونده به تقویم تا که دیرتی بیاد از راه.... " یادش بخیر دبیرستان" ستاره تو با من بودی وقتی که گلها میخندیدن...تو وقتی با من بودی که آسمان آبی بود... تو وقتی با من بودی که رنگین کمان رنگ داشت... ولی حالا... ستاره
از بیم و امید عشق رنجورم

تو با من بودی وقتی سایه ها ما را دنبال میکردند...تو با من بودی وقتی آینه ها با هم بودن ما را باور نداشتند...
| Design By : Night Skin |
